از شکر تا سکوت؛ منازلِ سلوک در کلامِ استاد ناصری (رحمهاللهعلیه)

🌱 فصل اول: وقتی زمینهی رشد، فراهم میشود
اگر برای کسی، زمینههایی برای رشد مهیّا گردد و او حقّ این زمینهها را ادا کند، بایستد و خود را در حدِّ اعلای توجّهاتی که نصیبش شده، نگه دارد و به مقتضای آن عمل کند، این شخص، رو به رشد است.
در این مسیر، قاعدهی قرآنیِ «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» (اگر شکرگزار باشید، حتماً نعمتم را برایتان میافزایم)، او را پیوسته جلو میبرد.
اما اگر کمگذاشت، به راست و چپ رفت و از آن الطافِ الهی منحرف شد، و خواستههای وجودیش گردنکشید و بر او مسلّط گشت، از الطافِ الهی عقب میافتد و اینجا، ابتلائات شروع میشود؛ چرا که گاه حتی در سنین بالا، هوسهایی در دل میزند، چنانکه در روایت آمده است:
«یَشِيبُ ابْنُ آدَمَ وَ يَشُبُّ فِيهِ خِصْلَتَانِ: الحِرْصُ وَ طُولُ الأَمَلِ»
فرزند آدم پیر میشود؛ اما دو خصلت در او جوان میشود و رشد میکند: طمع و آرزوهای بلند.
🌿 فصل دوم: اگر توفیق از دست رفت، چه باید کرد؟
اگر انسان در حفظِ توفیقاتی که برایش حاصل شده، کوتاهی کرد و حالات و توجّهات از دستش رفت و در نتیجه، بلا و مصیبتی برایش پیش آمد، چه باید بکند؟
در روایتی، از رسول خدا (ص) پرسیده شد: «بهترین مقامِ بنده، چه مرتبهای است؟»
حضرت فرمودند: «شاکر باشد.»
یعنی به اقتضای الطاف الهی و استعدادِ خود، خود را پیش ببرد.
راوی پرسید: «اگر نتواند شاکر باشد، چه؟»
فرمودند: «صابر باشد.»
چون اگر شاکر نبود، ابتلائاتش شروع میشود و نیاز به صبر دارد. مقامِ صابرین، پایینتر از مقام شاکرین است. نظام عالم، بسیار حسابشده و دقیق است و سیر و سلوک آدمها بر اساس مبانیِ محکمی قرار داده شده است. وقتی انسان نتوانست از الطاف و نعمتهای الهی درست بهره ببرد، ابتلائاتی برایش پدیدار میشود.
🌾 فصل سوم: اگر صبر هم ممکن نشد...
راوی باز پرسید: «اگر نتواند صابر باشد، چه کند؟»
فرمودند: «ساکت باشد.»
چون در مواقعی که انسان نه شاکر است و نه صابر، تنها چیزی که میخواهد آرامش است. صبر، صفتِ قلب است. اگر انسان به آن موفّق شد، در مقام خودش جایگاهی نیکو دارد تا اینکه فرجی حاصل شود و راه دوباره باز گردد.
اما اگر نتوانست صبر کند، قدمِ پایینترش این است که شروع به خرابکاری میکند. یعنی انسان بر اثر ناتوانی در تطبیقِ خود با موقعیت، خرابکاریهایی را آغاز میکند که بیشتر از زبان سر میزند. از این رو فرمودند: «ساکت باشد.»
🍂 فصل چهارم: پایانِ راه، برای کسی که دیگر نمیتواند
راوی عرض کرد: «اگر نتواند ساکت باشد، چه؟»
فرمودند: «الموْتُ أَوْلَى لَهُ»
«مرگ برای چنین شخصی بهتر است.»
آری، کسی که دیگر حتی توانِ سکوت ندارد، مرگ برایش بهتر از آن است که با زبانِ بیپناه، خود و دیگران را به تباهی کشاند.
💎 خلاصهای برای سلوکِ امروزِ ما
این کلامِ استاد، نقشهای دقیق برای مواجهه با فراز و نشیبهایِ روحیست:
منزل ویژگی نتیجه
- شاکر بهرهگیری از الطاف الهی افزایش نعمت و رشدِ پیوسته
- صابر تحمّلِ ابتلائات با دلِ استوار حفظِ آرامش و انتظارِ فرج
- ساکت کنترلِ زبان در اوجِ ناتوانی جلوگیری از خرابکاریِ بیشتر
- ... وگرنه فروپاشیِ کامل مرگ، بهتر از این تباهی
🌹 سخنِ پایانی
در مسیرِ سلوک، همیشه پلههایی هست که باید یکییکی بالا رفت. اگر نعمت آمد، شکر؛ اگر بلا آمد، صبر؛ و اگر هیچکدام ممکن نشد، سکوت؛ تا مبادا با زبان، آتشِ خرابی برافروزیم.
خدایا! ما را از شاکرانِ صابر و صابرانِ ساکت قرار ده، و از زبانِ ما جز ذکر و خیر، چیزی جاری مفرما.
اللهمَّ ارزُقْنَا الشُّكْرَ عَلَى النِّعَمِ، وَ الصَّبْرَ عَلَى البَلَاءِ، وَ السُّكُوتَ عِنْدَ العَجْزِ.